Mah






ماه واحد، دل‌های نزدیک: دعوتی قرآنی و علمی به وحدت در آغاز رمضان و عید

ماه واحد، دل‌های نزدیک

این نوشتار، نامه‌ای است از زبانِ «یک خیرخواهِ ناشناس» که تنها قصدش دعوتِ اهل قبله به تفکر، همدلی، و هم‌افزایی علمی در موضوع آغاز رمضان و عید فطر است؛
بی‌آنکه کسی را بر دیگری ترجیح دهد، یا حقیقت را به سیاست گره بزند.


۱) مقصد روزه چیست؟ اگر مقصد را ببینیم، راه را آسان‌تر می‌یابیم

روزه، تنها یک تاریخ روی تقویم نیست؛ یک «پیمان تربیتی» است برای بالا بردن کیفیت انسان و جامعه.
قرآن مقصد را روشن گفته است:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ

(البقرة: 183)

و در آیه‌ای که محور اختلاف ما شده، همان مقصدِ رحمت و آسان‌گیری را کنار «احراز دخول ماه» می‌نشاند:

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ… فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ… يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ

(البقرة: 185)

پس اگر در بحث هلال، نتیجه به «عُسر»، «تفرقه»، «اتهام»، و «سردی دل‌ها» برسد، ما از روح آیه دور شده‌ایم؛
حتی اگر در جزئیاتِ روش، به گمان خود درست عمل کنیم.


۲) «شَهِدَ» در قرآن: احراز، حضور، و یقین؛ نه صرفاً یک روش واحد

قرآن وقتی می‌خواهد «دیدنِ صرف» را بیان کند، فراوان از ریشه رأى استفاده می‌کند.
اما شَهِدَ معمولاً گسترده‌تر است: حضور همراه با احراز و علم.
نمونه:

شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ

(آل عمران: 18)

پس «شهودِ ماه» می‌تواند به معنای «ورود ماه برای مکلف به نحوِ قابل اتکا و قابل احراز» باشد.
اما اینکه طریقِ احراز دقیقاً چیست، حوزه‌ای است که سنت نبوی و علوی و عقل جمعیِ اهل علم، آن را در قالب ضوابط اجتماعی سامان می‌دهد.


۳) حدیث «رؤیت»: روش اجرایی برای ایجاد اعتماد عمومی

در سنتِ اسلامی، معیارِ رایج برای شروع و پایان ماه قمری چنین بیان شده است:

صُومُوا لِرُؤْيَتِهِ وَأَفْطِرُوا لِرُؤْيَتِهِ

صُمْ لِلرُّؤْيَةِ وَأَفْطِرْ لِلرُّؤْيَةِ

(این مضمون در منابع اهل سنت و نیز در روایات شیعه با تعابیر نزدیک نقل شده است.)

نکته اینجاست: «رؤیت» در سطح اجتماعی، یک Publicly Verifiable Method بوده است؛
یعنی روشی که مردمِ زمانه، بتوانند درباره‌اش گفتگو کنند، شاهد بیاورند، و اعتماد بسازند.
اما امروز، دنیا وارد عصر ابزار و داده شده است؛ پس همان «اعتماد» را می‌توان با شفافیت علمی نیز بازسازی کرد.


۴) علم نجوم چه می‌گوید؟ چرا هلال در ۲۴ ساعت می‌تواند “ناگهان” آشکار شود؟

Astronomically, the New Moon (conjunction) is not the same as first crescent visibility.
Visibility depends on multiple parameters: elongation, altitude at sunset, lag time, illumination, atmospheric extinction, and observer conditions.
Models such as Yallop / Odeh attempt to estimate naked-eye vs optical-aid visibility.

از نظر علمی، «تولد ماه» (conjunction) با «قابل رؤیت شدن هلال» یکی نیست.
گاهی شب اول، ماه در افق بسیار پایین است و در غبار و آشفتگی جو پنهان می‌شود؛
اما تنها با گذشت حدود ۲۴ ساعت، به سبب افزایش فاصله زاویه‌ای از خورشید (elongation) و افزایش ارتفاع و مکث پس از غروب (lag time)،
هلال می‌تواند بسیار واضح‌تر گردد.

  • Conjunction: لحظه مقارنه (تولد نجومی ماه)
  • First Crescent Visibility: قابلیت رؤیت هلال
  • Elongation: فاصله زاویه‌ای ماه از خورشید
  • Altitude at Sunset: ارتفاع ماه هنگام غروب
  • Lag Time: مدت مکث ماه بعد از غروب خورشید
  • Atmospheric Extinction: تضعیف نور در نزدیکی افق (مه، گردوغبار، آلودگی)

پس اختلاف در گزارش‌ها، همیشه «سیاسی» نیست؛
بسیاری اوقات، اختلاف در معیار است:
آیا منظور «دیدن با چشم غیرمسلح» است یا «با ابزار»؟
آیا معیار «افق محلی» است یا «رؤیت در هر نقطه‌ای از جهان»؟


۵) مشکل ما بیشتر “مسئله رؤیت” نیست؛ “مسئله هماهنگی” است

In sociology, this is a classic coordination problem: different communities follow different epistemic authorities (marja, mufti, state institutions),
and lack a shared protocol for evidence evaluation. Trust, legitimacy, and transparency determine compliance more than raw data.

در جامعه‌شناسی، موضوع هلال یک «Coordination Problem» است:
گروه‌ها ممکن است نیت‌های خیر داشته باشند، اما چون «پروتکل مشترک» ندارند، خروجی متفاوت می‌شود.
وقتی پروتکل شفاف نباشد، epistemic trust آسیب می‌بیند و به‌جایش «گمان سیاسی» می‌نشیند.

پس راه‌حل، فقط یک فتوا یا یک نرم‌افزار نیست؛
راه‌حل، ساختنِ یک سازوکار مشترکِ اعتمادساز است که هم به فقه احترام بگذارد، هم به علم، هم به دل‌ها.


۶) نقشه راهِ وحدت: علمِ دقیق + فقهِ محترم + دلِ مهربان

قرآن ما را به چنگ زدن به ریسمان خدا و دوری از تفرقه دعوت می‌کند:

وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا

(آل عمران: 103)

و برادری ایمانی را اصل می‌داند:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ

(الحجرات: 10)

پیشنهاد عملی (برای همه مذاهب، بدون تحمیل مبنا)

  • تشکیل “شورای مشترک هلال” در هر کشور/منطقه (شیعه و سنی، اخترشناس و فقیه) با گزارش عمومی:
    transparent criteria, open data, public audit trail.
  • دو لایه تصمیم:

    • لایه فقهی: هر جامعه بر اساس مبنای خود (اتحاد افق/تعدد افق، ابزار/غیرابزار) تصمیم می‌گیرد.
    • لایه علمی مشترک: داده‌های واحد و معیارهای واحد برای “احتمال رؤیت” اعلام می‌شود تا اختلاف، روشن و قابل فهم شود.
  • پروتکل شهادت و گزارش:
    گزارش‌ها با مشخصات (مکان، زمان، ابزار، ارتفاع تقریبی، شرایط افق) ثبت شود تا verification ممکن باشد.
  • ادبیات وحدت:
    حتی اگر عیدمان یک روز اختلاف داشت، زبانمان اختلاف نداشته باشد:
    نه تهمت، نه تمسخر، نه تخریب. تنها احترام و دعا.
  • قاعده رحمت اجتماعی:
    در خانواده‌های مختلط و جوامع مهاجر (مثل آمریکا)، برای حفظ صله رحم و شادی مؤمنانه،
    راهکارهای همدلانه (مانند برگزاری “اجتماعِ ذکر و تکبیر” در هر دو روز) ترویج شود، بی‌آنکه حکم فقهی تحریف گردد.

۷) یک معیار قلبی: آیا نتیجه گفتگوی ما، “تقوا” را زیاد می‌کند یا “خشم” را؟

روزه برای تقوا است، نه برای پیروزی در مجادله.
هرگاه بحث هلال، ایمان را به تکبر و برادری را به شکستن دل تبدیل کرد، باید توقف کنیم و به مقصد برگردیم.

إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ

(النحل: 90)

Conflict resolution requires: shared goals, respectful dialogue, procedural justice, and trust-building signals.
When identity threat rises, facts become weapons. When compassion rises, facts become bridges.


۸) دعوت پایانی: یک امت، چند مبنا؛ اما یک دل و یک دعا

بیایید به جای آنکه “یکدیگر” را اصلاح کنیم، “روشِ گفتگو” را اصلاح کنیم.
اگر اختلاف ماند، آن را با محبت مدیریت کنیم.
و اگر وحدت ممکن شد، آن را با فروتنی جشن بگیریم.

وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ

(الأنفال: 46)

دعای کوتاه:
اللَّهُمَّ أَلِّفْ بَيْنَ قُلُوبِنَا، وَأَصْلِحْ ذَاتَ بَيْنِنَا، وَاهْدِنَا سُبُلَ السَّلَامِ، وَاجْعَلْ صِيَامَنَا قُرْبَةً وَوِحْدَتَنَا رَحْمَةً.



Scroll to Top