سیستم سلیمانی در نگاه WQM — جمعبندی بخش دوم (برای فهم اجتماعی و تربیتی)
۱) آیات بنیادینِ سیستم سلیمانی
﴿وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ ۖ وَمَن يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ﴾ (سبأ: ۱۲)
«باد را برای سلیمان رام کردیم… و چشمهی مس را برای او روان ساختیم… و گروهی از جن به اذن پروردگارش نزد او کار میکردند… و هر که از فرمان ما منحرف شود، از عذاب سوزان به او میچشانیم.»
﴿يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِن مَّحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ ۚ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا ۚ وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ﴾ (سبأ: ۱۳)
«برای او هرچه میخواست میساختند… ای خاندان داوود! شکر را با عمل بهجا آورید؛ و اندکی از بندگانم بسیار شکرگزارند.»
﴿فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ… تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَن لَّوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ﴾ (سبأ: ۱۴)
«چون مرگ را بر او مقدر کردیم… جن دریافتند که اگر غیب میدانستند، در عذاب خوارکننده نمیماندند.»
سیستم سلیمانی یعنی «سرعت» (باد)، «منابع و فناوری» (قطر/مسِ جاری) و «انرژی و نیروی خام» (جن) فعالاند؛
اما همهی اینها فقط وقتی سالم و کریمانه کار میکنند که تحت «اذن رب» و «امر الهی» قرار بگیرند.
۲) خوانش اجتماعی-تربیتی: جن = شور/انرژی، رب = عقل/نظام
در سطح ظاهری، جن موجوداتیاند که به فرمان خدا در خدمت سلیمان کار میکردند. در سطح تربیتی-نمادین (بدون نفیِ ظاهر)،
میتوان «جن» را نمادِ انرژیِ خام، شور، هیجان، سرعتِ بدون تأمل و نیروی پنهان دید؛
و «رب» را نمادِ عقلِ ربوبی، نظم، تربیت، معنا و نظامِ هدفمند.
در سیستم سلیمانی، «شور» موتور است، اما «ربوبیت» فرمانده.
هر جا شور فرمانده شد، خطرِ زیغ (انحراف تدریجی) و سعیر (سوختن/فرسایش) بالا میرود.
بادِ سرعت
قطرِ فناوری
رب = عقل و تربیت
امر = استاندارد و مرز
۳) «انسانهای عبداللهی» در درجات انس و جن
جامعه و سازمان فقط از «خوبهای کامل» ساخته نمیشود. قرآن واقعبین است:
در کنار اولیای الهی، انسانهایی داریم که هنوز در مراحل رشدند.
پس «سیستم سلیمانیِ سالم» باید بتواند انسانها را در درجات مختلف، به سمت
«انسِ پایدار» هدایت کند—نه اینکه با ترس، همه را فقط به کار وادارد.
الف) انسانِ انسی (عبد صالحِ همراه)
- از سرِ فهم و محبت مشارکت میکند.
- استاندارد و قانون را «معنا» میبیند، نه «زنجیر».
- کیفیت و امانتداری را ارزش میداند.
- ریسک را پیشگیرانه مدیریت میکند، نه پس از بحران.
- در نتیجه: کرامت و رزق کریم در سیستم تقویت میشود.
ب) انسانِ جنیخو (نیروی خامِ ناراضی)
- بیشتر با فشار، رقابتِ سمی یا ترس حرکت میکند.
- قانون را «تحقیر» میبیند، نه «تربیت».
- ممکن است کار کند، اما با کراهت و بیمعنایی.
- اگر «عصا» (اقتدار بیرونی) بیفتد، سیستم را رها میکند.
- در نتیجه: خطرِ عذاب مهین (تحقیر/فرسایش) و فرسودگی اجتماعی بالا میرود.
اگر یک سیستم فقط با «عصا» (قدرت بیرونی) بچرخد، حتی اگر بهرهوری بالا رود،
نیروها ممکن است در «عذاب مهین» بمانند: کارِ بیمعنا، تحقیر، فرسایش، و نهایتاً فروپاشی پنهان.
پس هدف تربیت، تبدیل «اجبار» به «انس» است.
۴) روح سیستم سلیمانی: «اعملوا شکراً» (شکرِ عملی)
قرآن در اوجِ قدرت و امکانات سلیمانی میگوید: اعملوا… شکراً.
یعنی شکر فقط «احساس» یا «کلام» نیست؛ سبکِ مدیریت نعمت است.
هر نعمتی (قدرت، ثروت، فناوری، نفوذ، نیرو) اگر شکورانه مصرف نشود، به فساد و سعیر نزدیک میشود.
شکرِ عملی در جامعه یعنی:
- عدالت در توزیع فرصتها (نه انحصار).
- شفافیت در تصمیمها (نه پنهانکاری).
- خدمت عمومی (جفان کالجواب) کنار عبادت و معنا (محاریب).
- زیرساخت پایدار (قدور راسیات) نه پروژههای نمایشی.
- هنر و هویت (تماثیل) برای تقویت فرهنگ، نه برای بتسازی.
نکتهی کلیدی آیه: «قلیل من عبادی الشکور» — یعنی حفظِ روح شکر در اوج امکانات سخت است؛
پس نظام آموزشی و پرورشی باید «شکور بودن» را مهارت و فرهنگ عمومی کند، نه شعار.
۵) ترجمهی WQM برای نظام آموزشی و پرورشی (کیفیت، ریسک، وحدت محبت عاقلانه)
Holding (پایهی هویت و مسئولیت)
- آموزش «عبد بودن» قبل از «مدیر بودن».
- تربیت پاسخگویی: نعمت امانت است.
- مرزگذاری اخلاقی: قدرت بدون ربوبیت خطر است.
Health (سلامت روان و پیشگیری از سعیر)
- کاهش فرسودگی: تبدیل ترس و تحقیر به معنا و احترام.
- مدیریت هیجان: «شور» موتور باشد نه فرمانده.
- ایمنی روانی: خطا را فرصت اصلاح ببینیم (انابه).
Happiness (شادیِ کرامتمحور)
- رضایت اجتماعی از خدمت: «رزق کریم» یعنی عزت و احترام.
- افتخار به کیفیت: کار درست شادی میآورد، نه صرفاً نتیجه.
- فرهنگ تشکر: قدردانی واقعی از رفتار درست و مسئولانه.
Harmony (وحدت محبت عاقلانه در سیستم)
- وحدت = همجهتی با «امر» و «رب»، نه یکدستسازی ظاهری.
- محبت = افزایش انس و داوطلبی، نه حذف قانون.
- عقلانیت = استاندارد، اندازهگیری، مدیریت ریسک و کیفیت.
ربوبیت (عقل/نظم/معنا) + شکر عملی + مدیریت شور/هیجان⇒ کیفیت پایدار + ریسک کمتر + وحدتِ محبتِ عاقلانه
۶) نتیجهگیری کاربردی برای جامعه و فرهنگ
- سیستم بدون انسانِ عبداللهی پایدار نمیماند؛ چون با افتادن «عصا» فرو میریزد (پیام سبأ: ۱۴).
- قدرت و فناوری نعمتاند؛ اما تنها با «شکر عملی» الهی میمانند (پیام سبأ: ۱۳).
- هیجان و شور لازم است؛ ولی باید تحت «اذن رب» تربیت شود (پیام سبأ: ۱۲).
-
هدف تربیت اجتماعی این است که افراد از «کارِ با کراهت» به «کارِ با انس» منتقل شوند؛
تا مشارکت، عبادت و خدمت گردد نه عذاب مهین. -
مدیریت کیفیت و ریسک در نگاه قرآنی یعنی: پیشگیری از زیغ (انحراف تدریجی) با امرِ روشن،
و جلوگیری از سعیر (سوختن/فرسایش) با سلامت روان و کرامت انسانی.
در خانواده، مدرسه، مسجد، اداره یا جامعهی ما—بیشتر «انس» تولید میشود یا «اجبار»؟
اگر امروز «عصا» (فشار بیرونی) برداشته شود، چند نفر با میل و معنا میمانند؟
