Img






ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ: تصویرسازی الهی، فطرت، هدایت ربوبی و «صورتِ خودساخته» انسان

«ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ»؛ چندمرحله‌ای بودنِ تصویرسازی، پیوند با فطرت، هدایت ربوبی، و صورتِ خودساخته‌ی انسان

از اعراف ۱۱ شروع می‌کنیم و آرام‌آرام به یک مدل کامل می‌رسیم: خدا «المُصَوِّر» است، اما انسان هم با اختیار خود می‌تواند
«صورتِ باطنی» خویش را زیبا یا زشت کند.

نقطه شروع: اعراف ۱۱

وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ…
«شما را آفریدیم، سپس صورت‌بندی کردیم، سپس به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید…»

نکته کلیدی آیه: «خلق» و «تصویر» دو مرحله‌اند؛ یعنی انسان فقط وجود نمی‌گیرد، بلکه هویتِ صورت‌دار می‌گیرد.
و این «هویت» نیز در طول مسیر رشد، مراتبی دارد.

۱) «صورناکم» چند مرحله دارد؟ (تصویرسازی تکوینی + تربیتی)

الف) تصویرسازی تکوینی: از رحم تا «أَحْسَنَ صُوَرَكُمْ»

هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ
«اوست که شما را در رحم‌ها هرگونه بخواهد تصویر می‌کند.» (آل‌عمران ۶)

وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ
«و شما را صورت‌بندی کرد و صورت‌های شما را نیکو قرار داد.» (تغابن ۳)

اینجا «تصویر» یعنی صورت‌دادنِ سنجیده: تناسب‌ها، ظرفیت‌ها، و ساختارهای وجودیِ انسان.
قرآن حتی «المُصَوِّر» را به عنوان اسم الهی معرفی می‌کند:

هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ
«اوست خدا: آفریننده، پدیدآورنده، صورتگر.» (حشر ۲۴)

ب) تصویرسازی تربیتی: از فطرت تا شخصیت و «صورت باطنی»

انسان فقط بدنِ سالم و متناسب نیست؛ او یک «قلب»، «عقل»، «نیت» و «مسیر» دارد. این لایه دوم از تصویرسازی،
با هدایت ربوبی و اختیار انسان گره خورده است.

فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا ۚ لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ
«فطرتِ خدا که مردم را بر آن آفرید؛ در آفرینش خدا دگرگونی نیست.» (روم ۳۰)

فطرت یعنی «بذرِ الهیِ جهت‌گیری»: میل به حقیقت، خیر، عدالت، و شناخت خدا. تصویر تکوینی (بدن/توان) بستر است؛
فطرت «قطب‌نما»ست.

۲) ربوبیت الله چگونه در طول رشد، «تصویر» را هدایت می‌کند؟

ربوبیت یعنی خدا فقط خالقِ آغاز نیست؛ بلکه پرورش‌دهنده و مربیِ مسیر است:
می‌آفریند، فرصت می‌دهد، پیام می‌فرستد، امتحان می‌کند، توبه را باز می‌گذارد، و «قلب» را در بحران‌ها هدایت می‌کند.

لایه‌های هدایت ربوبی (یک نقشه ساده)

  • درون‌زاد: فطرت و وجدان اخلاقی (روم ۳۰). 0
  • برون‌زاد: آیات آفاق و انفس، و وحیِ روشن‌کننده.
  • تربیتی: ابتلاء و تجربه‌های زندگی برای رشدِ «صبر، شکر، توکل».
  • قلب‌محور: وقتی ایمان هست، خدا دل را هدایت می‌کند حتی در سختی‌ها. (این معنا در آیات متعدد درباره هدایت قلب آمده.) 1

نتیجه: «صورناکم» فقط یک لحظه نیست؛ یک روند است: خدا بذرِ فطرت را می‌گذارد، مسیر را نوردهی می‌کند،
و انسان با اختیار خود یا آن بذر را می‌رویاند یا زیر خاکِ غفلت دفن می‌کند.

۳) انسان چگونه با اختیار خود «صورتِ زشت» می‌سازد و به خودش ظلم می‌کند؟

قرآن یک قانون روانی-معنوی بسیار دقیق می‌دهد: تکرار انتخاب‌ها، روی قلب اثر می‌گذارد؛
یعنی اعمال، «صورت باطنی» را می‌تراشند.

كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ
«نه! بلکه آنچه کسب می‌کردند زنگاری بر دل‌هایشان نشاند.» (مطففین ۱۴)

فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ
«پس چون کج شدند، خدا دل‌هایشان را کج کرد.» (صف ۵)

وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ
«دل‌ها و دیدگانشان را دگرگون می‌کنیم چون بار نخست ایمان نیاوردند.» (انعام ۱۱۰)

این‌ها یعنی: خدا از ابتدا «صورتِ نیکو» و «فطرتِ سالم» را قرار داد، اما اگر انسان
آیات را نادیده بگیرد و هدایت را عمداً پس بزند،
خودِ انسان با دست خود، روی آن تصویر الهی گرد و زنگار می‌نشاند؛ این همان «ظلم به نفس» است.
2

پس نقش خدا و نقش انسان چگونه کنار هم می‌نشیند؟

  • خدا: آفرینشِ نیکو + فطرت + راهنمایی‌های پی‌درپی (ربوبیت).
  • انسان: پاسخ یا سرپیچی؛ و همین پاسخ‌ها «صورت باطنی» را می‌سازد.

۴) «نور خالص» و «سنگِ آتش»: دو سرانجامِ یک فرآیند

قرآن مسیر را یک «رشد تدریجی» معرفی می‌کند: تزکیه یا تدسیه.

قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا • وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا
«رستگار شد آن‌که نفس را پاکیزه کرد؛ و ناکام شد آن‌که آن را آلوده و دفن کرد.» (شمس ۹–۱۰)

«تزکیه» یعنی رشد دادنِ بذرِ فطرت تا تبدیل شود به نور؛ «تدسیه» یعنی دفن کردنِ آن تا تبدیل شود به تاریکی.
این همان تصویری است که شما گفتید: برخی «نور خالص» می‌شوند و برخی «سنگِ آتش».
3

۵) پیامبران و اولیاء: تجلی‌های «تصویرِ هدایت‌شده»

قرآن به ما نشان می‌دهد که خدا برخی بندگان را در مسیر ربوبیت، به‌طور ویژه «پرورش» می‌دهد تا آینه‌ی روشن هدایت باشند:
یعنی انسان می‌تواند به جایی برسد که «تصویرِ الهیِ فطرت» در او شکوفا و آشکار شود.

نمونه ۱: موسی (ع) — «واصطنعتک لنفسی»

وَٱصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي
«تو را برای خودم برگزیدم/پرورش دادم.» (طه ۴۱)

تعبیر «اصطناع» یعنی ساختنِ هدفمند و تربیت‌کردن برای مأموریت؛ این همان تصویرسازیِ ربوبی در سطح عالی است.
4

نمونه ۲: آدم (ع) — تناسب، تسویه، و نفخ روح

فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ
«چون او را سامان دادم و از روحِ خود در او دمیدم، برای او سجده کنید.» (حجر ۲۹؛ نیز ص ۷۲)

اینجا «تسویه» (سامان‌دهی) و سپس «نفخ روح» یعنی انسان ظرفیتِ دریافت اسماء و هدایت را دارد؛
اما این ظرفیت باید در طول عمر بالفعل شود. 5

نمونه ۳: اهل‌بیت (ع) — الگوی «پاکسازی کامل»

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا
«خدا می‌خواهد پلیدی را از شما اهل‌بیت دور کند و شما را پاکیزه‌ی کامل گرداند.» (احزاب ۳۳)

در نگاه شیعی، این آیه نشان می‌دهد «تصویرِ هدایت‌شده» می‌تواند به درجه‌ای برسد که نمونه‌ی مرجع برای دیگران شود:
یعنی انسان‌هایی که فطرت در آنان دفن نشده، بلکه به نهایت شکوفایی رسیده است. 6

۶) حدیث «خلق آدم على صورته» و مرزِ سوءبرداشت

در سنت حدیثی، جمله «خلق آدم على صورته» مطرح شده و گاهی بدفهمی ایجاد کرده است.
در منابع شیعه توضیح می‌شود که مقصود، نسبت‌دادنِ «صورتِ جسمانیِ خدا» نیست (که محال است)،
بلکه «صورتِ مخلوقِ برگزیده» و ظرفیت‌های خاص انسان است؛ یعنی صورتِ آدم «محدث و مخلوق» است و شرافتش از انتخاب الهی است.

برای نمونه، در نقل‌های شیعی آمده که این «صورت» صورتِ مخلوق است که خدا آن را برگزیده و به خود نسبت داده
(مانند نسبت دادن «کعبه» به خود)، تا شرافت و جهتِ الهیِ انسان فهمیده شود. 7

این دقیقاً به بحث ما وصل می‌شود:
خدا یک «صورتِ شریف» و «فطرتِ سالم» را در آغاز نهادینه کرد،
اما انسان باید این شرافت را با انتخاب‌هایش نگه دارد—یا آن را تخریب می‌کند.

۷) پل ارتباطی با افلاطون: غار، سایه‌ها، و «تصویرهای ناقص»

افلاطون در تمثیلِ غار می‌گوید بسیاری از انسان‌ها مثل زندانیان‌اند: فقط سایه‌ها را روی دیوار می‌بینند و همان را حقیقت می‌پندارند.
آزادی یعنی رو کردن به نور و دیدنِ واقعیت بیرون از غار. 8

حالا اگر این را کنار قرآن بگذاریم، یک ترجمه معنویِ روشن به دست می‌آید:

  • غار: عادت‌ها، شهوت‌ها، تعصب‌ها، و رسانه‌ی ذهنیِ جمعی که حقیقت را به «سایه» تبدیل می‌کند.
  • سایه‌ها: برداشت‌های سطحی و تصویرهای ناقص از انسان و خدا و زندگی.
  • نور بیرون غار: آیات الهی + فطرت + هدایت ربوبی که «واقعیت» را روشن می‌کند.
  • رنجِ خروج: همان ابتلاء و مجاهده نفس؛ چشمِ جان ابتدا می‌سوزد اما کم‌کم می‌بیند.

برای مخاطبِ مذهبی: این همان «یقظه» و خروج از غفلت است.
برای مخاطبِ غیرمذهبی: این همان عبور از خطای شناختی و دیدنِ حقیقت پشتِ تصویرهاست.

۸) جمع‌بندی: یک گزاره مرکزی برای هر دو گروه

قرآن می‌گوید: خدا «المصوّر» است و انسان را با فطرتِ الهی و صورتِ نیکو آغاز می‌کند؛
اما انسان در طول عمر، با انتخاب‌هایش یا آن تصویر را شکوفا می‌کند (تزکیه)
یا آن را دفن و بدقواره می‌کند (تدسیه).
9

سه جمله‌ی خلاصه (اما عمیق)

  • صورتِ آغازین: خدا در رحم «تصویر» می‌دهد و بذر فطرت می‌کارد. 10
  • صورتِ مسیر: ربوبیت خدا با هدایت‌ها و ابتلاءها، تصویر را «پرورش» می‌دهد. 11
  • صورتِ سرانجام: انسان با اختیار، یا نور می‌شود یا سنگ؛ و این «ظلم یا عدالت نسبت به نفس» است. 12

یادداشت منبع‌شناسی (کوتاه): آیات قرآن از منابع استاندارد نمایش قرآن (Quran.com و قرآن‌پروژه دانشگاه ملک سعود و قرآن‌اکس) و برای اشاره به روایات/شرح‌ها از منابع شیعیِ آنلاین استفاده شد. 13



“`14

Scroll to Top